تبلیغات

اطلاعیه

 


آخرین ارسال های تالار
مروری کوتاه بر زندگی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

حضرت فاطمه کبری دختر ارجمند امام موسی کاظم علیه السلام

که ملقب به معصومه است ؛ روز اول ذی القعده سال 173 در شهر

مدینه چشم به جهان گشود . مادر وی نجمه بود و خواهر

اعیانی امام رضا علیه السلام محسوب می شوند .

تولد حضرت معصومه سلام الله علیها پایان یک انتظار طولانی و

استثنایی است ؛ زیرا حضرت نجمه تا 25 سال بعد از تولد

امام رضا علیه السلام صاحب فرزندی نشده بود ؛ و تولد

حضرت معصومه سلام الله علیها پایان 25 سال فرزند دار نشدن

نجمه خاتون سلام الله علیها بود لذا روز تولد آن بانو روز شادی

و سرور وصف ناپذیری برای امام هفتم و اهل بیتش بود .

وی از پدر و برادرش روایت می کرده و فضل و کمال او زبانزد خاص

و عام بوده است این بانو به برادرش امام رضا علیه السلام محبت

زیادی داشت و پس از اعلام ولایت عهدی ایشان ؛ به قصد دیدار

برادر به خراسان رهسپار شد چون به ساوه رسید بیمار شد ؛ بنا

بر نقل علامه مجلسی وقتی حضرت معصومه سلام الله علیها

در ساوه بیمار گردیدند پرسیدند : از اینجا تا قم چه مقدار

فاصله است گفتند ده فرسخ ؛

حضرت فرمودند تا ایشان را به قم برسانند .

خبر آمدن حضرت به قم به آل سعد رسید از میان پسران سعد

موسی بن خزرج گوی سبقت را بر دیگران ربود و شبانه به

استقبال آن حضرت بیرون شتافت ؛ چون به شرف خدمت آن بانوی

مکرمه رسید ؛ مهار ناقه آن حضرت را گرفت و به جانب قم آورد و

آن بانو را به سرای خود وارد نمود و شرط خدمت به جای آورد .

لکن حضرت معصومه سلام الله علیها که بیمار و ناتوان بود ؛ پس

از هفده روز با دلی شکسته و خاطر افسرده با غم هجران

و دوری برادر ؛ روح مقدسش بشاخسار جنان پرواز

نمود و از جهان درگذشت .

آن بانوی مکرمه را غسل داده و کفن نموده و در زمین بابلان همانجا

که حرم آن بانوی معظمه است و ملک موسی بن خزرج بود

به خاک سپردند .

منابع کتابهای  :

چرا دعای ما مستجاب نمی شود ؛ اصغری حسامیه

کریمه اهل بیت ؛ علی اکبر مهدی پور

تاریخ چهارده معصوم ؛ احمد امیری پور

منبع: http://www.beynolharameyn.org/



:: لینک ثابت
ن : ida
ت : 27 شهریور 1391
بازدید : 200
نظرات : 0
معادجسمانی

یکی از موضوعاتی که پیرامون معاد مطرح است ،جسمانی یا روحانی بودن آن است.بطور عمده معتقدین به معاد به سه دسته تقسیم می شوند:
گروه نخست عموم فلاسفه وپیروان حکمت مشاء هستند که فقط قائل به معاد روحانیند. از نظر آنان پس از مرگ، صورت و اعراض بدن انسان نابود می‌شود و آنچه باقی می‌ماند روح انسان است که به عالم مجردات بازمیگردد و درآن جهان یا بهره مند از لذتهای معنوی میگردد یا دچار عذابهای روحانی گروه دوم عموم متکلمین و فقها و اهل حدیثند که معاد را فقط جسمانی میدانند زیرا روح در نظر آنان همچون جسم لطیفی است که در بدن جریان دارد مانند جریان آب در گل یاجریان آتش در ذغال.
گروه سوم ازجمله بزرگان حکما و مشایخ عرفا و جمعی از متکلمین مثل غزالی و کعبی، راغب اصفهانی و بسیاری از علمای شیعه مثل شیخ مفید و شیخ طوسی قائل به معادی روحانی _ جسمانی هستند و معتقدند که نفس مجرد آدمی در روز رستاخیز به بدن خاکی وی باز میگردد.
از آنجا که معاد روحانی با توجه به مجرد بودن نفس قابل اثبات و پذیرفتن است و بیشتر اشکالات به امکان معاد جسمانی و چگونگی آن باز میگردد ، در اینجا دلایل اثبات معاد جسمانی را بطور اجمال مورد بررسی قرار میدهیم.
دلایل اثبات معاد جسمانی
الف_آیات دال بر معاد جسمانی



:: ادامه مطلب
ن : ida
ت : 11 شهریور 1391
بازدید : 330
نظرات : 0
تاریخچه عمامه / چرا روحانیان عمامه بر سر می گذارند؟

شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) - عمامه‌ای که حضرت رسول اکرم (ص) بر سر می گذاشت، سحاب (ابر) نام داشت و آن را بر طبق بعضی روایات به حضرت علی (ع) بخشید و درباره شکل و رنگ آن اختلاف وجود دارد.

امروزه عمامه به عنوان پوششی مشهور و محترم برای روحانیان شناخته می شود و یادآور نمادی از پوشش پیامبر اکرم (ص) و ائمه هدی (علیهم السلام) است.  این پوشش تاریخچه ای دیرینه دارد و روزگاری عموم اعراب و پس از ظهور اسلام، مردان بلاد اسلامی عمامه بر سر می گذاشتند.

به گزارش سرویس گزارش شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)، عمامه Ammame در فارسی مشهور بهEmame  انگلیسی  turban، پوششی برای سر مردان، از پارچه نازک است که دور سر پیچیده می شود و معمولاً این پارچه را بر روی عرقچین و در قدیم بر روی نوعی شبکلاه می پیچیده‌اند. در لغت نامه دهخدا آمده است: "عمامه دارای رنگهای مختلفی است ، از قبیل سیاه و سفید و سبز و شیرشکری و غیره که هر کدام اختصاص به طبقه ای معین دارد. و معمولاً در زبان فارسی «عمامه » را بر دستار روحانیون اطلاق کنند. و بستن آن نیز بطورصحیح ، فنی بود و اشخاصی بودند که حرفه ٔ آنها عمامه پیچی بود و از این راه ارتزاق میکردند." گفته شده  عمامه از خصایص اعراب بوده است و بدان افتخار می کردند چندان که عنوان تاج اعراب یافته است. پس از ظهور اسلام، در سراسر کشورهای اسلامی رواج یافت و در آغاز اهل فضل و علمای دین و اندک اندک دیگر طبقات جامعه آن را پذیرفتند ولی در اسپانیای دوره اسلامی چندان رواجی نگرفت و کمتر مورد استفاده بود و سپاهیان در این سرزمین عمامه را نپذیرفتند اما در دیگر بلاد اسلامی به حدی اهمیت پیدا کرد که به عنوان نمادی از شخصیت و فضل افراد به شمار می رفت.



:: ادامه مطلب
ن : ida
ت : 26 مرداد 1391
بازدید : 281
نظرات : 5