تبلیغات

اطلاعیه

 


آخرین ارسال های تالار
تعجب یزید از وفاداری حضرت ابوالفضل العباس

وفاداری حضرت ابوالفضل آنقدر زیاد است که حتی یزید و یزیدیان را به تعجب واداشته است:

کاروان به سوی شام در حرکت بود. راه دراز کربلا تا شام پیموده شد و وقتی کاروانیان به شام رسیدند، سپاهیان وسایل غارت شده از شهدای کربلا را نزد یزید بردند. در میان آن وسایل پرچم بزرگی وجود داشت که نشانی از وفاداری حضرت ابوالفضل العباس بر آن نقش بسته بود و موجب تعجب همه شد. یزید و حاضران بهت زده دیدند وا عجبا همه جای چوبه پرچم، سوراخ شده و آسیب دیده است؛ ولی تنها جای یک دست بر روی چوبه آن سالم است. یزید از روی حیرت و تعجب پرسید: این پرچم را چه کسی حمل می کرد؟

گفتند: عباس بن علی (علیهما السلام) ( ابوالفضل العباس ).

یزید از روی تحیر و تعجب برای تجلیل از پرچمدار کربلا سه بار برخاست و نشست. سپس رو به حاضران کرد و گفت: "به این پرچم بنگرید که بر اثر صدمات و ضربه ها، هیچ جایش سالم نمانده است؛ جز دستگیره پرچم که پرچمدار با وفاداری آن جا را می گرفته و تحت هیچ شرایطی علم را رها نکرده است."

سپس گفت: ".... این است معنای وفای برادر (  ابوالفضل العباس ) نسبت به برادرش ( امام حسین ) !"

منبع : سایت حب الغباس



:: لینک ثابت
ن : ida
ت : 9 آذر 1391
بازدید : 230
نظرات : 0
تسلیت باد ایام سوگواری محرم و صفر

شوریده سری که شرح ایمان می کرد

هفتاد و دو فصل سرخ عنوان می کرد 

با نای بریده نیز بر منبر نی

تفسیر خجسته ای ز قرآن می کرد . . .

شهادت امام حسین(ع) تسلیت باد

.

شش ماهه على به دوش بابش دادند

یک جام از آن باده نابش دادند

چون با لب تشنه حاجت آب نمود

با تیر سه شعبه اى جوابش دادند . . .

.

این خاک به خون عاشقان آذین است

این است در این قبیله آیین ، این است

زاین روست که بی سوار برمی گردد

اسب تو که زین و یال آن خونین است . . .

.

مه، بارقه اى ست در شبستان حسین

شب، حادثه اى ز درد پنهان حسین

هر صبح، ز دامن افق، خون آلود

خورشید برآید از گریبان حسین . . .



:: لینک ثابت
ن : ida
ت : 24 آبان 1391
بازدید : 304
نظرات : 0
فلسفه حج

آیا مشاهده نمی کنید که همانا خداوند سبحان،انسانهای پیشین از آدم(علیه السلام) تا آیندگان این جهان را با سنگهائی در مکه آزمایش کرد که نه زیان می رسانند،و نه نفعی دارند،نه می بینند،و نه می شنوند؟این سنگها را خانه محترم خود قرار داده و آن را عامل پایداری مردم گردانید.سپس کعبه را در سنگلاخ ترین مکان ها،بی گیاه ترین زمین ها،و کم فاصله ترین دره ها،در میان کوههای خشن،سنگریزه های فراوان،و چشمه های کم آب،و آبادی های از هم دور قرار داد،که نه شتر،نه اسب و گاو وگوسفند،هیچکدام در آن سرزمین آسایش ندارند.سپس آدم(علیه السلام) و فرزندانش را فرمان داد که به سوی کعبه برگردند،و آنرا مرکز اجتماع و سر منزل مقصود و بار اندازشان گردانند،تا مردم با عشق قلبها،به سرعت از میان فلات ودشت های دور،واز درون شهرها،روستاها،دره های عمیق،و جزایر از هم پراکنده دریاها به مکه روی آورند،شانه های خود را بجنبانند،و گرداگرد کعبه لا اله الا الله بر زبان جاری سازند،و در اطراف خانه طواف کنند،و با موهای آشفته،و بدنهای گرد و غبار در حرکت باشند.لباس های خود را که نشانه شخصیت هر فرد است در آورند،وبا اصلاح نکردن موهای سر ،قیافه خود را تغییر دهند،که آزمونی بزرگ، وامتحانی سخت،و آزمایشی آشکار است برای پاکسازی وخالص شدن،که خداوند آن را سبب رحمت و رسیدن به بهشت قرار داد.اگر خداوند خانه محترمش،ومکانهای انجام مراسم حج را ،در میان باغها و نهرها،و سرزمینهای سبز و هموار،و پر درخت و میوه،مناطقی آباد ودارای خانه ها وکاخهای بسیار،وآبادیهای بهم پیوسته ،در میان گندمزارها وباغات خرم و پر از گل و گیاه،دارای مناظری زیبا و پر آب،در وسط باغستانی شادی آفرین،و جاده های آباد قرار می داد،به همان اندازه که آزمایش ساده بود ،پاداش نیز سبکتر می شد.اگر پایه ها و بنیان کعبه،و سنگهائی که در ساختمان آن بکار رفته از زمرد سبز،و یاقوت سرخ،ودارای نور وروشنائی بود،دلها تیره تر به شک وتردید می رسیدند،وتلاش شیطان بر قلبها کمتر اثر می گذاشت،و وسوسه های پنهانی او در مردم کارگر نبود.در صورتیکه خداوند بندگان خود را با انواع سختیها می آزماید،و با مشکلات زیاد به عبادت می خواند ،و به اقسام گرفتاریها مبتلا می سازد،تا کبر و خود پسندی را از دلهایشان خارج کند،و به جای آن فروتنی آورد،و درهای فضل ورحمتش را برویشان بگشاید،و وسائل عفو و بخشش را به آسانی در اختیارشان گذارد.

پرهیز از ستمکار

پس خدا را !خدا را! از تعجیل در عقوبت،وکیفر سرکشی وستم بر حذر باشید،و از آینده دردناک ظلم،وسر انجام زشت تکبر و خود پسندی که کمینگاه ابلیس است،وجایگاه حیله ونیرنگ اوست،بترسید،حیله ونیرنگی که با دلهای انسان،چون زهر کشنده می آمیزد،وهر گز بی اثر نخواهد بود،وکسی از هلاکتش جان سالم نخواهد برد:نه دانشمند به خاطر دانشش،و نه فقیر بخاطر لباس کهنه اش،در امان می باشند.

فلسفه عبادات اسلامی

خداوند بندگانش را،با نماز و زکات تلاش در روزه داری،حفظ کرده است،تا اعضا وجوارحشان آرام،ودیدگانشان خاشع،وجان وروانشان فروتن،و دلهایشان متواضع باشد،کبر و خود پسندی از آنان رخت بربندد،چرا که در سجده،بهترین جای صورت را به خاک مالیدن،فروتنی آورد،وگذاردن اعضاء پر ارزش بدن بر زمین ،اظهار کوچکی کردن است.و روزه گرفتن سبیدن شکم به پشت،عامل فروتنی است؛و پرداخت زکات،برای مصرف شدن میوه جات زمین وغیر آن ، جهت نیازمندیهای فقرا و مستمندان است . به آثار عبادات بنگرید که چگونه شاخه های تکبر را در هم می شکند؟ و از روییدن کبر وخود پرستی جلو گیری می کند!.

 منبع : http://emamalizs.parsiblog.com/Posts/18/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87+%D8%AD%D8%AC/



:: لینک ثابت
ن : ida
ت : 29 مهر 1391
بازدید : 205
نظرات : 0