تبلیغات

اطلاعیه

 


آخرین ارسال های تالار
ایام فاطمیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ایام فاطمیه یا ایام شهادت فاطمه زهرا(س) شامل ۲۰ روز از ماه‌های جمادی‌الاول و جمادی الثانی است که شیعیان به عزاداری برای فاطمه(س) دختر پیامبر مسلمانان می‌پردازند


تاریخ ایام فاطمیه

شیعیان پیرامون تاریخ درگذشت فاطمه(س) دو روایت متفاوت شامل هفتاد و پنج روز بعد از درگذشت محمد(ص) و دیگری نود و پنج روز را مورد وثوق می‌دانند.از آنجا که درگذشت محمد (ص) در در بیست و هشتم صفر بوده‌است به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخ سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل را «فاطمیه اول» می‌دانند. بنا به روایت نود و پنج روز، تاریخ شهادت فاطمه(س) را در سوم تا پنجم جمادی الثانی دانسته و آنرا «فاطمیه دوم» می‌نامند.

در فرهنگ عامه، به دهه دوم جمادی الاول، از دهم تا بیستم آن ماه که بر اساس روایت ۷۵ روز شهادت فاطمه(س) در میان آن روزها واقع شده‌است، «دهه اول فاطمیه» و به دهه اول جمادی الثانی، از اول تا دهم جمادی الثانی که بنا به روایت ۹۵ روز، شهادت فاطمه(س) در میان این روزها اتفاق افتاده «دهه دوم فاطمیه» می‌گویند.

در فرهنگ عامه شیعیان عراق به جای دو دهه سه دهه برگزار می‌شود، که «دهه اول فاطمیه» ۴۰ روز بعد از درگذشت محمد(ص) می‌باشد، که مورخ هشتم ربیع الثانی است. البته این تقسیم بندی در شهرهایی مانند قم و تهران نیز وجود دارد.

علت اختلاف تاریخ

در نوشته‌های عربی قدیم از نقطه استفاده نمی‌شده است و کلیه‌ی حروف دارای نقطه نبودند، به‌همین خاطر "هفتاد" و "نود" در زبان عربی مانند هم نوشته می‌شده است، که برای تاریخ نویسان دوره‌های بعد قابل تشخیص از هم نبوده است.

وقایع منجر به شهادت

شیعیان معتقدند در اثر صدمات و جراحات وارده که در حین رویداد خانه فاطمه اتفاق افتاد و منجر به شکستگی پهلو و سقط جنین وی گردید فاطمه (س) به شهادت رسیده است. در عین حال شیعیان بر این نظر دارند که فاطمه(س) بین ۷۵ تا ۹۵ روز پس از وفات محمد(ص) درگذشته است. بگفتهٔ روایاتی که در منابعی مانند یعقوبی آمده‌است، زنان قریش و همسران محمد(ص) به دیدن فاطمه(س) می‌آیند. اما فاطمه(س) به اسما بیوه جعفر ابن ابی طالب، می‌گوید که از ورود آنان جلوگیری کنند. زیرا فاطمه(س) در وضع بسیار بدی بود و در اثر بیماری بسیار نحیف شده بود.

تدفین

به گفته دانشنامه اسلام اکثریت منابع اولیه تدفین فاطمه(س) را شبانه، مخفی و بدون حضور ابوبکر و عمر می‌دانند.[۹]

دنیس صوفی معتقد است به دلیل تواتر روایت‌های ناراحتی فاطمه(س) از ابو بکر، به نظر می‌رسد مراسم کفن و دفن فاطمه(س) به خواسته خود او در شب انجام شده تا ابو بکر به عنوان رئیس جامعه نتواند با مراسم تشییع او کاری داشته باشد.[۱۰]



:: لینک ثابت
ن : ida
ت : 21 فروردین 1392
بازدید : 194
نظرات : 0
سخنان جامع پیامبر اکرم (ص)؛ راهی برای رستگاری

وز بیست و هشتم ماه صفر، یکی از سخت ترین روزها بر آل محمد (ص) بود چرا که در آن روز محور دایره وجود، صاحب وحی، او که تاج افتخار ˈلولاک لما خلقت الافلاکˈ را بر سر داشت، به معبود و معشوق خود پیوست.

 

خاتم پیامبران محمد مصطفی (ص) آخرین حلقه رسالت و پایان دهنده آن است، او که معجزه جاوید قرآن کریم را به عنوان کامل ترین و جامع ترین کتاب آسمانی برای هدایت و نجات بشر ارایه کرد.
سخنان پیامبر اکرم (ص) در بین کلمات انبیا برترین و جامع ترین است که در این مطلب به برخی از این فرمایشات اشاره می شود. باشد که بهره گیری از دریای بیکران معرفت و دانایی ایشان را درک کرده و در زندگی خود به کار ببریم.
- هر چه فرزند آدم پیرتر می شود، دو صفت در او جوان تر می گردد: حرص و آرزو.
- دو گروه از امت من هستند که اگر صلاح یابند، امت من صلاح می یابد و اگر فاسد شوند، امت من فاسد می شود: علما و حکام.
- نمی توان همه را به مال راضی کرد اما به حسن خلق، می توان.
- ناداری بلاست؛ از آن بدتر، بیماری تن و از بیماری تن دشوارتر، بیماری دل.



:: ادامه مطلب
ن : ida
ت : 21 دی 1391
بازدید : 194
نظرات : 0
مناجاتی گیرا از خواجه عبدالله انصاری

الهی گل بهشت در چشم عارفان خار است و جوینده تو را با بهشت چه کار است؟
الهی اگر بهشت چشم و چراغ است بی دیدار تو درد و داغ است.
الهی بهشت بی دیدار تو زندان است و زندانی به زندان برون نه کار کریمان است.
الهی اگر به دوزخ فرستی دعوی دار نیستم و اگر به بهشت فرمایی بی جمال تو خریدار نیستم. مطلوب ما بر آر که جز وصال تو طلبکار نیستم.

روز محشر عاشقان را با قیامت کار نیست
    کار عاشق جز تماشای وصال یار نیست

از سرکویش اگر سوی بهشتم می برند
    پای ننهم که در آنجا وعده دیدار نیست

الهی تو ما را جاهل خواندی از جاهل جز خطا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی از ضعیف جز خطا چه آید؟
الهی تو ما را برگرفتی و کسی نگفت که بر دار. اکنون که برگرفتی وا مگذار و در سایه لطف و عنایت خود میدار.
الهی عارف تو را به نور تو می داند و از شعاع وجود عبارت نمی تواند، موحد تو را به نور قرب می شناسد و در آتش می سوزد ، مسکین او که تو را به صنایع شناخت درویش او که تو را به دلایل جست از صنایع آن باید جست که از آن گنجد و از دلایل آن باید خواست که از آن زیبد.
الهی دانی چه شادم، نه آن که به خویشتن به تو افتادم، تو خواستی من نخواستم، دولت بر بالین دیدم چون از خواب برخاستم.
الهی چون من کیست که این کار را سزیدم، اینم بس محبت تو را ارزیدم.
الهی از آن خوان که بهر پاکان نهادی نصیب من بینوا کو، اگر نعمتت جز بطاعت نباشد پس آن را بیع خوانند لطف و عطا کو؟ اگر در بها مزد خواهی ندارم و اگر بی بها بهی بخش ما کو؟ اگر از سگان تو ام استخوانی و اگر از کسان تو مرحبا کو؟
الهی یک دل پر درد دارم و یک جان پر زجر، خداوندا این بیچاره را چه تدبیر، بار خدایا در ماندم از تو لیکن درماندم در تو، اگر غایب باشم گویی کجایی و چون به درگاه آیم در را نگشایی.
الهی هرکس را آتش در دل است و این بیچاره آتش بر جان، از آن است که هرکس را سروسامانی است و این درویش را نه سر و نه سامان.
الهی موجود نفس های جوانمردانی، حاضر ذاکرانی، از نزدیک نشانت می دهند و برتر از آنی و از دورت می پندارند نزدیکتر از جانی.



:: لینک ثابت
ن : ida
ت : 16 آذر 1391
بازدید : 458
نظرات : 1